❤❤❤ تو و ماه ... ❤❤❤

گر چه از فاصله ماه به من دورتری
ولی انگار همین جا وهمین دورو بری
ماه می تابدوانگارتویی می خندی
باد می آیدوانگار تویی میگذری
شب و روزتو نگفتی که چسان میگذرد
می شود روز و شب اینجا که به کندی سپری
باز بگذار در و پنجره ها را امشب
باد می آید و می آورد ازمن خبری

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
[ دوشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 19:36 ] [ دیوید ویا ]
[ ]

فقط دوستت دارم

دوستت دارم
باتمام احساس ام
دوستت دارم
به اندازه دلتنگی های عاشقانه ام
دوستت دارم
عمیق تراز بی قراری هایم
دوستت دارم
دوستت دارم

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
[ دوشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 19:34 ] [ دیوید ویا ]
[ ]

ازدحام خاطرات ...

از ازدحام خاطرات در خانه تنها نیستم
همچون کبوتر در قفس با دانه تنها نیستم
اینجا من و يک صندلی در زیر باران در حیاط
با فکر موی خیس تو با شانه تنها نیستم
تقویم در آغوش ميز آهسته خوابش مي برد
... ...با دنگ دنگ ساعت پرچانه تنها نیستم
او در کنار پنجره هم صحبت گلدان شده
من با گلیم کهنه ی همخانه تنها نیستم
آمدم کنارم لحظه ایی انگار يک بيگانه بود
من با نگاه آخر بيگانه تنها نیستم

05741491150697238237.jpg

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
[ شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 10:39 ] [ دیوید ویا ]
[ ]

❤چند جمله عاشفانه و ...❤

❤دوســت داشــتن " يعنــي : ده تــا بهــتر از اون بــياد ســراغــت
امــا تــه ِ دلــت بگــي :
اون ... اون ... فــقــط اون❤

❤ خــــود آزاري يعنــــي ،
ميــــري اونجاهايــــي کـــه باهاش خاطــــره داشتــــي و ،
بــــه يــــادش مــــي ميري ...❤

❤چه دلمون بخواد ، چه دلمون نخواد ،
خدا یک وقتایی دلش نمی‌خواد
ما چیزی که دلمون می‌خواد رو داشته باشیم . . .❤

❤معلوم نیست این درس عبرت چند واحده لامصب!
تموم نمیشه…❤

8j435na0e8ihaay6l02.jpg


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
[ پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 16:14 ] [ دیوید ویا ]
[ ]

♫ تقدیم به مقدس ترین عشق دنیا ♫

عشق من
ﺍﺯ ﻣﻦ ﻧﭙﺮﺱ ﭼﻘﺪﺭ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ
  ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺩﺭ ﻗﻠﺐ ﻣﻦ ﺣﺪ ﻭ ﻣﺮﺯیﺑﺮﺍی ﺣﻀﻮﺭ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ
ﺧﻮﺍﺳﺘﻨﺖ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪﻧی ﻧﯿﺴﺖ
ﺧﻮﺍﺳﺘنی ﺗﺮ ﻣﯿﺸﻮی ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ
  “ ﺗﻮ ” ﺗﮑﺮﺍﺭ نمی ﺷﻮی .
ﺍﯾﻦ ﻣﻨﻢ ﮐﻪ ﺩﻟﺒﺴﺘﻪ ﺗﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﻡ
ﺍﮔﺮ ﻋﺸﻖ ، ﻋﺸﻖ ﺑﺎﺷد ﺯﻣﺎﻥ ﺣﺮﻑ ﺍﺣﻤﻘﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺍﺳﺖ
  نفس هایم  ﺷﺎﯾﺪ ﺩﻟﯿﻞِ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﻢ ﺑﺎﺷﺪ
ﻭﻟﯽ بی  ﺷﮏ ﺗﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﻟﯿﻞِ ﻫﻤﯿﻦ ﻧﻔس هایی
ﻣــی ﺩﻭﻧـی ﺍﺯ ﺗﻤــﻮﻡ ﺩﻧـﯿﺎ  فقط ﯾـﮏ ﻧﻔﺮ ﻫﺴـﺖ ﻧـﻤی ﺧــﻮﺍﻫﻢ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺑﻤــﯿﺮﺩ
میﺧﻮﺍﻫــﻢ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺯﻧﺪﮔـی ﮐﻨﺪ
ﺑﺎﺧتی ﺩﺭ ﮐﺎﺭ ﻧﯿﺴﺖ
ﻣﻦ ﺑﺮﺍی ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﻋﺸﻘﻢ ﺑﺎ ﺟﺎﻧﻢ ﺭﯾﺴﮏ ﻣﯿﮑﻨﻢ
“ﺧﯿﺎلی ﻧﯿﺴﺖ ” ﯾﺎ می ﺑﺮﯾﻢ ﯾﺎ ﻣﯿﻤﯿﺮﯾﻢ
ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺭﺍﺣﺖ  ﺍﯾﻦ ﺁﺩﻣﻬﺎ ، ﺍﯾﻦ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻫﺎ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻭ ﻫﯿﭻ ﮐﺪﺍﻡ
ﻭﻓﺎﺩﺍﺭیﺍﻡ ﺑﻪ  ﺗﻮ ﺭﺍ ﺳﺴﺖ ﻧﻤیﮐﻨﺪ

♫ دوستت دارم یواشکی
♫ تقدیم به مقدس ترین عشق دنیا

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
[ پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 11:40 ] [ دیوید ویا ]
[ ]

سروده ای از اعماق احساسات ...

وقتی که بالهجه ی تو
درو وا کردم رو بارون
ابری که رو شونه اش بود
جاشو داد به ماه تابون
اون شب سرد زمستون
من و ابر و ماه تابون
تا سپیده از تو خوندیم
که نلرزه بید مجنون
واژه از تو شده شاعر
شاعر از تو - که زیباست
این چه رازیه که در تست
این چه شور و این چه غوغاست
تا هوات می پیچه در تن
تن میشه غرق شکفتن
دیگه ترسیدن واسه چی
وقتی من توام تویی من
تو به ابرا چی نوشتی
گریشون رنگین کمون شد
به شقایق چی سپردی
دل آینه باز جوون شد
خوش به حال گذری که
رهگذار اون تو باشی
شونه های سفری که
کوله بار اون توباشی
تویی که با یک اشاره
سنگو میکنی ستاره
من فدای اون ستاره
که شباهت به تو داره
واژه از تو شده شاعر
شاعر از تو - که زیباست
این چه رازیه که در تست

این چه شور و این چه غوغاست

گروه اینترنتی ایران سان

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
[ چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 12:19 ] [ دیوید ویا ]
[ ]

دلتنگی یعنی ...

دلتنگـی، پیچیــده نیســت.
یک دل..
یک آسمان..
یــک بغــض ..
و آرزوهــای تـَـرک خـورده !

به همین ســادگـی ...

 

گروه اینترنتی ایران سان


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
[ چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 12:13 ] [ دیوید ویا ]
[ ]

عشق در نگاه یک قطره آب ...

قطره دلش دریا می خواست.خیلی وقت بودکه به خداگفته بود.
هر بار خدا می گفت :از قطره تادریا راهی ست طولانی.راهی از رنج وعشق وصبوری.هرقطره را لیاقت دریا نیست.
قطره عبور کرد وگذشت .قطره پشت سرگذاشت.
قطره ایستاد ومنجمد شد .قطره روان شدو راه افتاد.قطره از دست دادو و به آسمان رفت.و هر بار چیزی از رنج و عشق وصبوری آموخت.
تا که روزی خدا گفت:امروز روز توست .روز دریا شدن .خدا قطره را به دریا رساند .قطره طعم دریا راچشید.طعم دریا شدن را.اما...
روزی قطره به خدا گفت:از دریا بزرگتر هم هست؟   
خداگفت:آری از دریا بزرگتر هم هست.
قطره گفت:پس من همان را می خواهم.بزرگترینرا.بی نهایت را.خداقطره را برداشت  ودر قلب آدم گذاشت و گفت:اینجا بی نهایت است.
آدم عاشق بود.دنبال کلمه ای می گشت تا عشق را توی آن بریزد. اماهیچ کلمه ای توان سنگینی عشق را نداشت.آدم همه عشقش را توی یک قطره ریخت .قطره  از قلب عاشق عبور کرد.ووقتی که قطره از چشم عاشق چکید؛خدا گفت :حالا تو بی نهایتی ،چون که عکس من در اشک عاشق است

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
[ سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 19:24 ] [ دیوید ویا ]
[ ]

یادش بخیر

یادش بخیر زمانی که عشق بود و عاشقی!
مجنون جان میداد برای لیلی
یادش بخیر زمانی که وفا بود و صداقت
دلتنگی و انتظار نیز که جای خودش بود ، بماند...
یادش بخیر آن زمان که عاشق فکر و ذکرش پیش معشوقش بو
نگاهش به سوی کسی دیگر نبود و دلش مال کسی بود
یادش بخیر زمانی که عشق بوی خیانت نمیداد
دل عاشق جز معشوقش به هیچ دل دیگری راه نمیداد
یادش بخیر آن زمان معرفتی بود ، بودن عاشق در گرو بودن معشوقش بود
یادش بخیر زمانی بود عاشق شدن یک بار بود
عشق ورزیدن و محبت کردن همیشگی بود
گذشت لحظه ای که قصه ی عشق ، حقیقت زندگی بود
حرفهای عاشق به معشوقش باور کردنی بود
یادش بخیر زمانی که کلام مقدس عشق در قلب عاشقان حک شده بود

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
[ یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 21:45 ] [ دیوید ویا ]
[ ]

قلب عاشقم فدای تو ...

مال منی، نفسهای منی، عشق منی تو
زندگی با تو آرام آرام است، آرامش لحظه های منی تو
چقدر این دنیا زیباست ، زیبایی دنیای منی تو
میدرخشد خورشید در قلب آسمان آبی ، نورانی ترین صحنه ی زندگی منی تو
عشق کلامیست جاودانه ، معنای واقعی عشقی تو
این راه بی پایان است ، اول راه من و توییم و آخر راه از عشق هم مردن
میشنوم صدای عشق را از لا به لای نوازش های پر مهر تو
میشنوی صدای محبتم را از سوی بوسه های پر از عشق من
چشمهایم اسیر شده به چشمهایت
قلبم گرفتار شده در گرمای آغوش مهربانت
دلبستن من یک سو، دوست داشتن تو سویی دیگر
عاشق شدنت یک سو ، مجنون شدنم سویی دیگر
من و تو با هم ، دنیایی دیگر ، رویاهای ما ،
عاشقانه ترین رویاییست در دنیای ما که هیچگاه نمیمیرد
به حال و هوای تو آمدم در دنیای عاشقی، در همان هوا ،
حس کردم در حال خودم نیستم ، در برابر تو مات و مبهوت ایستاده ام.
انگار مست مست بودم ، مست شراب چشمهای تو ،
این آخرین لحظه ای نبود که از حال رفتم در حال و هوای دیدن چهره ی ماه تو
باز هم از حال رفتم ، من که اسیر تو بوده ام از آغاز ،
باز هم در همان گرفتاری و اسارت ، اسیرت شدم ،
دیوانه تر از آن مجنون قصه ها شدم ....
مال منی ، نفسهای منی ، زندگی منی تو
قلب بی ارزشم را با احترام فدا میکنم در راه عشق تو

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
[ یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 21:41 ] [ دیوید ویا ]
[ ]

تمام وجودمی عشقم ...

دلتنگی های من
بی قراری های دل من
تویی تمام هستی من
بسته است وجودت به زندگی من
حال و هوای عجیب من ،
من یک عاشقم ، این است جرم سنگین من!
قصه ی زندگی ام ، گذشته های پر از غمم ،
بی خیال آنها ، از امروز است روز نفس کشیدنم!
نفس کشیدنم با تو ، همیشه گفته ام که وجودم برای تو
لبخند روی لبانم به شرط بودن تو ،
دیوانه میکند مرا آن چشمهای زیبای تو...
اشکهای من
تو دور از منی و من در بستر غم
حرفی بزن به من
اسم مرا صدا کن عشق من
صدا کن اسمم را ، که این رازیست برای آرامش دل من
میترسم از فردایی که نیستی در کنار من
دست خودم نیست ، این کابوسی است که می آید به خواب هر شب من
بگذریم ، میرویم به سراغ درد دلهای هم
گفته بودی که مرا دوست داری عزیز من
گفته بودی که تنها مرا میخواهی عشق من
گفته بودم تو باش تا من نیز بمانم ،
 نمیخواهم همچنان از غصه گذشته ی تلخم بنالم
نمیخواهم از ترس عاشق شدن تنها بمانم،
یا اینکه هنوز به انتظار به حقیقت پیوستن قصه عشق بمانم
من که چشمهایم را بسته ام ،  تنها تو را میبینم
اینبار هم حرف دلم را گوش میکنم و
عاشقانه با تو در کنار ساحل عشق مینشینم!
دلتنگی های من ،
بی قراری های دل من ،
تویی تمام وجود من ،
خودت را رها کن در آغوش من...


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
[ شنبه دوم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 17:47 ] [ دیوید ویا ]
[ ]

باران عشق ...

باران من ، روزی باریدی بر تن خسته من ، قلب من شد عاشق تو!
همیشه چشم به راهت مینشینم ، این شده کار هر روز من که حتی قبل از آمدنت  
در زیر باران بی قراری خیس میشوم
هوای چشمهایم ، هوای آمدنت است ، از عشق تو دیوانه شدن ،  
یک حادثه بی تکرار است
تو همان بارانی، زیرا مثل باران پاک و زلالی ، مثل لحظه آمدنش پر از شور و التهابی
قلبم.... قلبم .... قلبم... تند تند، تند تند ، میتپد به عشق آمدنت
چشمهایم چشمهایم از شوق آمدنت ... تنها خیره شده است به آن سو!
آن سوی سرزمین ها ، نمیدانم کجاست ، دور نیست ، لحظه آمدنت نزدیک است
ذهن من به لحظه در آغوش کشیدنت درگیر است ،
تنهایی دیگر به سراغ من نیا که خیلی دیر است،
ببین حال مرا ای تنهایی ، نگو به من که بی وفایی ، به خدا تا او را دیدم دلم لرزید!
لرزید دلم ، خیس شد تنم، باز کردم چشمهایم را ، دیدم خواب تو را!
دیدم همان رویا را در خواب ، گرفتم دستهایت را ، با تمام وجود حس کردم عشقت را!
قطره قطره قطره میریخت بر روی زمین .... قطره قطره قطره میریخت بر روی گونه هایم
این قطره های باران بود یا اشکهایم
خدایا چرا اینقدر گرم است دستهایم
خدیا چرا میلرزد پاهایم
خدایا چرا نمیشوند حرفهایم....
آه ، عاشقیست ، نمیتوانم باور کنم که وجودم نیز دیگر مال خودم نیست ،
با وجودی دیگر درگیر است ، قلبم دیگر مال خودم نیست جای دیگری اسیر است
این باران است که می بارد بر روی من ، این من هستم که در زیر قطره هایش در آغوشی گرم ایستاده ام ،
دیگر صدایم نمی لرزد برای یک فریاد ! برای اینکه دنیا بشنود ،
برای اینکه قلبها بلرزد، برای اینکه بگویم عاشقم ،
هم عاشق تو ، هم عاشق بارانی که مرا عاشق تو کرد...


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
[ شنبه دوم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 17:46 ] [ دیوید ویا ]
[ ]

بحث و گفتگوی عشق ...

مي گفت عا شقم ، دوستش دارم
و بدون او هيچم و براي او زنده هستم...
او رفت و تنها ماند ....
زندگي کرد و معشوق را فراموش کرد...
از او پرسيدم:
از عشق چه مي داني ؟ برايم از عشق بگو....
گفت:عشق اتفاق است بايد بشيني تا بيفتد!!!
گفت:عشق آسو دگيست ,خيال است...خيالي خوش...
گفت:ماندن است ....فرو رفتن در خود است....
گفت:خواستن و گرفتن و براي خود کردن است....
گفت: عشق ساده ست ، همين جاست دم دست
و دنيا پر شده از عشقهاي زود....
گفت: عشق دروغي بيش نيست....
گفتم: تو عاشق نبودي و نيستي........
گفتم:عشق يک ماجراست ،
ماجرايي که بايد آن را بسازي....
گفتم:عشق درد است ...
گفتم:عشق رفتن است عبور است ، نبودن است...
گفتم: عشق تضاد است....
گفتم:عشق جستجوست ، نرسيدن است......
نداشتن و بخشيدن است....
گفتم:عشق آغاز است , دير است و سخت است....
گفتم:عشق زندگيست ولي از يه نوع ديگه.....
به فکر فرو رفت و گفت عاشق نبوده ام ...
گفتم عشق راز است ....
راز بين من و توست و بر ملا نمي شود ....
هيچ وقت پايان نمي يابد . مگر به مرگ.....
آهي سردي کشيد....
ديگه هيچي نگفت....
سرشو انداخت پائين و آروم از پيشم رفت.....

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
[ جمعه یکم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 11:17 ] [ دیوید ویا ]
[ ]

جملات عاشقانه براي عشقم ...

بوي کافور ميده دستم ، چقد از ترانه دورم !
ميزنه نبضِ نفسهام ، اما من زنده بگورم !
وقتِ غيبتِ نگاهت ، زندگي آينه ي مرگه !
گُلِ نيلوفرِ رؤيا ، زيرِ رگبارِ تگرگه !
با تو درياي غرورم ، اما بي تو دريا تشنه س !
بي تو سينه ي سکوتم ، تشنه ي تيغه ي دشنه س !

هم طلوعُ هر غروبي !
بَدي اما خيلي خوبي !
واسه اين زانو شکسته ،
يه طلسمِ نقره کوبي !

وقتي ميرسم به آخر ، توي دالونِ يه بُنبست ،
دَمِ آخرِ سقوطم ، اوجِ غيبتِ يه همدست ،
تو مثه يه نردبومي ، که مياد از دلِ خورشيد !
باز ميشه صدتا گذرگاه ، توي آينه ي چشات ديد !
بيا ! خاتونِ قديمي ! يه ترانه مهمونم کن !
يه حصيرِ کهنه ام من ، قاليِ سليمونم کن !

هم طلوعُ هر غروبي !
بَدي اما خيلي خوبي !
واسه اين زانو شکسته ،
يه طلسمِ نقره کوبي !
يغما گلرويـي

 

5jlilk55qoa1v2j7uo8h.jpg


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
ادامه مطلب
[ پنجشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۳ ] [ 14:20 ] [ دیوید ویا ]
[ ]

ترس نبودنت ...

 

این روز ها روح و روانم به شدت افسرده است !
غم دوریت از یک سو ،
غم نداشتنت از سوی دیگر. . .
اما دلیل آشفتگیم فرای این ماجرا هاست !
ترس از دل دادگیت به دیگری مرا پریشان کرده !


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 19:29 ] [ دیوید ویا ]
[ ]

❤❤❤برای همیشه برگرد...❤❤❤

امشب بغض تنهایی من دوباره می شکند ...

چشمانم بس که باریده دیگر حتی تحمل نور مهتاب را ندارد ...

آخ که چقدر تنهایم ...

دل بیچاره ام بس که سنگ صبورم بوده خرد شده

و انگشتانم بس که برایت نوشته خسته شده است ...

رو به روی آینه نشسته ام آیا این منم ؟

شکسته .... پیر تنها....

تو با من چه کردی ؟

شاید این آخری زمزمه های دلتنگی ام باشد

و دیگر هیچ نخواهم گفت ....

اما منتظرم انتظار دیدن دوباره ی تو برای من زندگی

دوباره ای است ...

پس برگرد ... عاشقانه برگرد

برای همیشه برگرد...

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
[ چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 14:59 ] [ دیوید ویا ]
[ ]

به چشمهایت بگو ...

به چشمهایت بگو ...

انقدر برایم رجز نخوانند...

من اهل جنگ نیستم...

شاعرم...

خیلی بخواهم گردو خاک کنم

شعری مینویسم

انوقت

اگر توانستی

مرا در اغوش نگیر...!

 

http://axgig.com/images/91608161035755724518.jpg


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
[ سه شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 21:46 ] [ دیوید ویا ]
[ ]

♥♥♥ يكی را دوست دارم ♥♥♥

♥♥♥ يكی را دوست دارم
ولی افسوس او هرگز نميداند
نگاهش ميكنم شايد
بخواند از نگاه من
كه او را دوست مي دارم
ولی افسوس او هرگز نميداند ♥♥♥

♥♥♥ به برگ گل نوشتم من
تو را دوست می دارم
ولی افسوس او گل را
به زلف كودكی آويخت تا او را بخنداند♥♥♥

 

♥♥♥ به مهتاب گفتم ای مهتاب
سر راهت به كوی او
سلام من رسان و گو
تو را من دوست می دارم
ولی افسوس چون مهتاب به روی بسترش لغزيد
يكی ابر سيه آمد كه روی ماه تابان را بپوشانيد ♥♥♥

 

♥♥♥ صبا را ديدم و گفتم صبا دستم به دامانت
بگو از من به دلدارم تو را من دوست مي دارم
ولی افسوس و صد افسوس
ز ابر تيره برقی جست
كه قاصد را ميان ره بسوزانيد
كنون وامانده از هر جا
دگر با خود كنم نجوا
يكی را دوست مي دارم
ولی افسوس او هرگز نميداند ♥♥♥

 

http://axgig.com/images/07789007229644978774.jpg


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
[ سه شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 21:39 ] [ دیوید ویا ]
[ ]

خرجی ندارد ...

تنها چیزی که خرجی ندارد

جاری شدن درذهن دیگران است

پس چه بهتراست آنگونه جاری شویم

که خنده بر لبانشان, نقش ببندد

نه نفرت در دلشان...

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
[ دوشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 20:4 ] [ دیوید ویا ]
[ ]

شاعر و عشق های جدید ...!!!

شاعر می فرماید :
 
درگیر Comment تو ام
منو دوباره Like کن
Yahoo اگه تنهات گذشت...
Facebook و انتخاب کن
 
دلت از Poke های من
انگار باخبر نبود
حتی توی Friend های من
Friend هات بی اثر نبود
خواستم بهت مسج ندم ...
تا با چشام خواهش کنم
پیجامو بستم روت تا
احساس آرامش کنم ...
 
http://www.uplooder.net/img/image/60/7a32b7350ae32d5f354c5a2cac253e99/1405076329548580_orig.jpg

برچسب‌ها: متن عاشقانه, عشق
[ یکشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 9:34 ] [ دیوید ویا ]
[ ]

تنهایی بهتر است یا با غم بودن؟

روزی روزگاری در اعماق افکار خویش غرق در سکوت بودم همان روزهایی که چشمانم همدمی نداشتند تا با یادش آرام بگبرند. روزهایی که آغوشم گرمایی نداشت و دستانم را کسی به دست نمی گرفت و در اتاق تنهایی ام تنها بودم ...

تا اینکه روزی تو را از پشت شیشه اتاق تنهایی دیدم . پس از لحظه ای از نگاهت دل کندم و به امید آنکه به تو برسم شتابان به سویت روانه شدم اما لحظه ای بود که تو را دیدم و تو مرا عاشق خود کردی و اکنون لحظه ای است که تو رفتی و من مزه ی دلتنگی را می چشم دلتنگی در وجودم خانه کرده است ...

روزها گذشتند و رفتند همه مرا فراموش کردند و رفتند و من تنها ماندم تا اینکه روزی تو را یافتم  لحظه های بسیاری را پشت سر گذاشتم تا اینکه دوباره به تو برسم ...

به تو رسیدم و با تو از عشق گفتم و چه بد است که تو هیچ احساسی نسبت به من نداری . از وقتی که جوابم را ندادی در فکر این هستم که شاید مرا به اندازه ای که من تو را میشناسم نمیشناسی . پس از چند روز که شاید به من می اندیشیدی دوباره به سراغت امدم اما باز هم سکوت کردی ... من نمی دانم قضاوت چیست ؟ تکلیف من روشن نیست ... کسی را تا اوج دوست دارم و مرا دوست نمی دارد. می خواهم بدانم با یاد تو بمیرم یا که دستان تو را در دستانم بگیرم ؟

سکوت که جواب رضاست اما دل شیشه ای من از سکوت تو آهسته ترک خورد و آرام شکست. دل من چرا غصه می خوری ؟ تو که خود بهتر خبر داری ! تو که می دانی من تنها نیستم و تنها نخواهم بود ...

از همان روزی که به دنیا آمدم غم نیز پا به جهان گذاشت. همبازی دوران کودکی ام شد . فکر می کردم  که غم بازیچه ی دستانم می شود اما من بازیچه ی دستان غم هستم پس تا ابد با آن می مانم ...

   وای اگر فردا بیاد و مرا نخواهی

                   وای که فریاد میزنم از این جدایی

    وای دیگه مردم چقدر تو بی وفایی

                    مگه من با تو بد کردم خدایی ؟؟؟

 

هر چی میخوای بگی  بگو اما نگو دوست ندارم

هر کار می خوای بکن ولی بگو نمیری از کنارم

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق, داستان کوتاه عشق, داستان کوتاه
[ یکشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 9:11 ] [ دیوید ویا ]
[ ]

چندین اس ام اس ولنتاین (مخصوص)

Heart1.gif

 

مال من باش ولنتاین

من این آرزوی ولنتاین را برای تو می فرستم، با آغوشها و بوسه ها

جائی را میسازم اینجا نزدیک خودم ، که فقط برای توست

 

بقیه در ادامه مطلب ...

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, عشق
ادامه مطلب
[ شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 11:18 ] [ دیوید ویا ]
[ ]

آهاي دنياي من ...

دلم هواي يه نفرو کرده ...!
هواي صاحب خونه ي قلبموکرده ،
آهاي دنياي من،
آهاي نامرد من کجايي......!!

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
[ جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 14:11 ] [ دیوید ویا ]
[ ]

چقــدر دوستم داری...

چند تا دوسم داري ؟

همیشه وقتی یکی ازم می پرسید چند تا دوسم داری یه عدد بزرگ میگفتم...

ولی وقتی تو ازم پرسیدی چند تا دوسم داری

گفتم : یکی !!! میدونی چرا ؟

چون قوی ترین و بزرگترین عددیه که میشناسم ...

دقت کردی که قشنگترین و عزیز ترین چیزای دنیا همیشه یکین؟

ماه یکیه ... خورشید یکیه ... زمین یکیه ... خدا یکیه ...

مادر یکیه ... پدر یکیه ... تو هم یکی هستی ...

وسعت عشق من به تو هم یکیه ...

پس اینو بدون از الان و تا همیشه یکی دوستت دارم .

 

wewww.jpg


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
[ جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 11:44 ] [ دیوید ویا ]
[ ]

لبهای سکوت

 ببين كه چگونه لبهاي ساكتم در شهوت بوسيدن لبهاي معصوم تو سكوت كرده اند ،

شاخه گل سرخي به روي چشمانت ميگذارم و با چشماني بسته براي اولين بار تو را ميبوسم ،

آن هنگام كه هر دو در شهوت تن غرق بوديم

ديدي كه خداوند ميخنديد ،

خداوند خوشحال شده بود ،

خداوند خوشحال شده بود .

پس بيا نترسيم و تا ابد لبهايمان را به هم گره بزنيم تا ابد   .

اي تنها منجي من ،

مرا تنها مگذار ،

اگر آسمان شوي برايت زمين خواهم شد تا به رويم بباري ،

براي چشمان معصومت نگاه خواهم شد و براي گوشهايت صدا ،

براي نفسهايت گلو خواهم شد و در رگهايت از خون خود خواهم دميد ،

و پس از مرگت نيز براي جسد ت كفن خواهم شد ،

مرا تنها مگذار ، مرا تنها مگذار  . 

روزي كه خداوند تو را مي آفريد

از او زمان مرگت را پرسيدم ! ميداني چرا ؟

براي اينكه پيش از تو بميرم و هيچ گاه مرگت را نبينم .

ميخواهم تا هميشه برايم زنده باشي تا هميشه  .

تو ديگر تنها نيستي ، خانه اي خواهم ساخت برايت ،

از استخوانهايم برايش ستون و از پوستم برايش سقفي ،

قلبم را با برق شكاف ميان سينه هايت ميشكافم

واز گرمي خون رگهايم براي شبهاي تاريك تنهاييت آتشي مي افروزم و تا هميشه در كنارت ميسوزم تا هميشه  . . .

و در عوض فقط از تو ميخواهم گونه هاي خيسم را پاك كني

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
[ پنجشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 19:34 ] [ دیوید ویا ]
[ ]

بهانه کجاست؟ ....

برای تازه تر شدن بهانه میخواهم

اما بهانه کجاست؟

برای با وفا شدن بهانه میخواهم

اما بهانه کجاست؟

برای زندگی بهانه میخواهم

اما بهانه کجاست؟

بهانه ای نیست تا با ترانه ای عاشقانه مرا همدم شود

ترانه ای نیست تا با بهانه ای کودکانه مرا همبازی  شود

برای ماندن و رفتنم چیزی نیست

چیزی نمانده است جز غبار درد آلود رفتن

فقط رفتن!

ماندن را بهانه ای نیست...

 

ادامه مطلب رو از دست ندین ...


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 1:10 ] [ دیوید ویا ]
[ ]

دو راهیه سختیه...!

دو راهیه سختیه...!
وقتی ندونی محرمشی یا مزاحمشی،
وقتی ندونی مرحم زخماشی یا نمک میپاشی روشون،
وقتی ندونی باید به خاطرش بجنگی یا کنار بکشی،
دو راهیه سختیه...!!
وقتی بعد از روزها انتظار،
ندونی ""موندنت"" رو میخواد یا ""رفتنت"" رو ....!!

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
[ سه شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 19:49 ] [ دیوید ویا ]
[ ]

نمیدانم ...

♥♥نمیدانــــم جــــــادوی "توست"
یا عیب چشمهــای مــــــن ...!
اینکه بعد از
"تــــــــــــــو"
تمام عالــــــم از چشمم افتاده اند♥♥


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
[ سه شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 19:45 ] [ دیوید ویا ]
[ ]

دلتنگت شده ام به همین ...

دیگر به خلوت لحظه هایم عاشقانه قدم نمی گذاری،

دیگر آمدنت در خیالم آنقدر گنگ است که نمی بینمت.

سنگینی نگاهت را مدتهاست که حس نکرده ام.

من مبهوت ماندم که چگونه این همه زمان را صبورانه گذرانده ای!؟

من نگاه ملتمسم را در این واژه ها پر کرده ام که شاید...

دیگر زبانم ازگفتن جملات هراسیده است.

و دستهایم بیش از هر زمان دیگرنام تو را قلم می زنند.

و در این سایه سار خیال با زیباترین رنگها چشمهایت را به تصویر می کشم،

نگاهت را جادویی می کنم که شاید با دیدن تصویر چشمهایت جادو شوی.

می خواهمت هنوز ؟؟؟

 

گاه چنان آشفته و گنگ می شوم که تردید در باورهایم ریشه می دواند،

اما بازهم درآخرین لحظه تکرارمی کنم که حتی اگر چشمانت بیگانه

بنگرد،

می خواهمت هنوز،حتی اگر دستانت مرا جستجو نکنند.

هیچ بارانی قادر نخواهد ام به همین بود تو را از کوچه اندیشه هایم بشوید.

و اینها برای یک عمر سر خوش بودن و شیدایی کردن کافی است.

به گمانم در ورای این کلمات می خواستم بگویم که :

.

.

.

دلتنگت شده ام به همین  سادگی...

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
[ دوشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 19:37 ] [ دیوید ویا ]
[ ]

شاید اگر نمی رفتی ...

شاید اگر نمی رفتی
شاید اگر می ماندی
شاید اگر بیت اخر را میخواندی
شاید .....
شاید بازهم میتوانستم
برای بودن
برای ماندن
برای گفتن برای خواندن
زنده بمانم
شاید باز هم میتوانستم
حجم بودن هایمان را کامل کنم
شاید میتوانستم تلاطم امواج کلام آشفته امان را آرامتر کنم
شاید
شاید
شاید
میتوانستم برای بودن با تو
لحظه های خاکستری را
رنگیتر کنم
شاید اگر می ماندی
هر شبم به دنبال رد رفته ات نمیگشت
و هر روز هم بوی عطر امدنت رو نمی جست
شاید اگر می گفتی
واژه های بیت اخرت را
به خاطر می سپردم

شاید اگر می خواندی
صدای دلنوازت را
به حنجره سرخ خروسک شوم دشت هایم می آویختم
شاید
شاید
نمیدانم
شاید حالا که نیستی
می نویسم
شاید اگر بودی
شاید اگر می ماندی
جز تماشای دو چشمت
هیچ کاری در توانم نبود
شاید
شاید
نمیدانم

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
[ دوشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 19:27 ] [ دیوید ویا ]
[ ]

حرف های از اعماق احساسات

 امروز برنمى گشتم که ناگهان تو را از من جدا کردند. امروز تازه راه افتاده بودم که دستى دراز شد و تو را از من بى هوا کَند. همیشه بین چشم تا مغز. مغز تا دل. دل تا دست. این نیمکره تا آن نیمکره. بین آنچه می جوشد و آنچه عیان است، اختلالی پیش می آید.  اختلالی که ساعت ها، روزها و در بدترین حالت، سالها به طول می انجامد تا آنجا که دیگر دیر است. دیر برای دریافت فرمانی پیش از وقوع ویرانی.  میدانی ؛ من برای رسیدن به تو ؛ بار ها به خود امدم ؛ اما هر بار ؛ دیر بود .

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
[ شنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 23:19 ] [ دیوید ویا ]
[ ]

نقطه ی عطفِ ...

دوست داشتن دلیلی کافی برای ماندن نبود، وگرنه می ماند. رفتن هم دلیلی بر دوست نداشتنش نبود، اگر به رفتن برخاست.او می خواست بگوید در وهله ی نخست، نبودِ هر چیز بهتر از بودنش است وَ بودنی که به اندازه ی کافی بزرگ یا کوچک نباشد، نقطه ی عطفِ هیچ اتفاقی نخواهد بود. او می خواست این ها را بگوید که نگفت..
من از چشم هایش که دوست داشت وَ از پاهایش که رفت، این ها را فهمیدم.

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
[ شنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 23:17 ] [ دیوید ویا ]
[ ]

هنوزم دنبال یه نفر میگردم ...

خیلی وقته دنبال یه نفر میگردم که تکیه گاه خسته گیهام بشه. خیلی وقته دلم میخواد تو بغل کسی اونقد گریه

کنم تا خوابم بگیره.

خیلی وقته دنبال یه جفت گوش شنوا میگردم برای شنیدن قصه ی تلخ زندگیم.خیلی وقته دنبال خاطرات

گمشده تو غبارم میگردم.

خیلی وقته احتیاج به یه نفر دارم برای گذاشتن سرم رو شونه هاش

... شونه هایی به وسعت تحمل همه ی دردها........

برای باریدن تو بغلش برای دلداریهاش.خیلی وقته منتظر رسیدن شبی ام که بی انتها نباشه.....

که طلوع صبحش طلوع دردها و رنجهای من نباشه.....

که هر ثانیه اش به اندازه ی 1 سال نگذره... که آروم بگذره بدون اشک..... بدون یاد توخیلی وقته تلاش

میکنم تا فراموش کنم هر چی که بود......

هر چی که گذشت.......

ولی نمیشه!نمیدونم اگه خدا نبود اگه این امید نبود که هر لحظه یکی هست که پا به پای من جلو میاد چی میشد؟

اما من هنوزم دنبال یه نفر میگردم که کوله بارش را جمع کنه و همراه من سفر کنه تا انتهای جاده بیکران

عشق و تنهایی.......

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
[ شنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 12:12 ] [ دیوید ویا ]
[ ]

ضرر باشي Zarar Olsan

Saklamadım Kimselerden                                        پنهان نكردم از كسي

Sevdim seni ta derinden                                عاشقت شدم از صميم قلب

Bendeki bu aş acısı                                              اين غم عشقي كه با منه

Kanatır durur inceden                                   آروم آروم داره زخميم ميكنه

Ayrılığa, kavganlara                                            از جداييها و دل كندن ها    

Tövbe ettim anla sana                                           توبه كردم درك كن منو

Ben seninle yaşlanmaya                                        من براي باتو پير شدن

Yemin ettim inan sana                                          قسم خوردم باورم كن

Zarar olsan, zulüm olsan                                    ضرر باشي ظلم باشي  

Seveceğim sonum olsan                                   اگه آخر عاشقيم باشي    

Zarar olsan, zulüm olsan                                  ضرر باشي ظلم باشي    

Seveceğim sonum olsan                                  اگه آخر عاشقيم باشي    

Hem seversin, hem küsersin                     هم عاشقي ميكني هم قهر ميكني

Sevgilim sen deli misin                                         عشقم تو ديوونه شدي؟  

Sen benim şu kaderime                                           تو به اين روزگار من  

Atılmış düğüm gibisin                                                مثل يه گره افتادي

Ayrılığa, kavganlara                                        از جداييها و دل كندن ها    

Tövbe ettim anla sana                                          توبه كردم درك كن منو

Ben seninle yaşlanmaya                                      من براي باتو پير شدن

Yemin ettim inan sana                                         قسم خوردم باورم كن

Zarar olsan, zulüm olsan                                 ضرر باشي ظلم باشي    

Seveceğim sonum olsan                                  اگه آخر عاشقيم باشي    

Zarar olsan, zulüm olsan                                 ضرر باشي ظلم باشي    

Seveceğim sonum olsan                                  اگه آخر عاشقيم باشي   

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق, شعر ترکی
[ جمعه هفدهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 0:7 ] [ دیوید ویا ]
[ ]

اس ام اس عاشقانه :)

به اندازه گریه گنجشک دوستت دارم
فکر میکنی کمه ؟
اما گنجشک ها زمانی که گریه میکنند می میرند

 

بقیه در ادامه مطلب


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها
ادامه مطلب
[ پنجشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 14:57 ] [ دیوید ویا ]
[ ]

مرا به یاد بیاور ...

مرا به یاد بیاور،وقتی که رفته ام!
ورهسپار سرزمین سکوت شده ام،
وقتی که دیگر نمی توانی دستم را در دست بگیری
ومن نمی توانم میان ماندن و رفتن ،دو دل باشم.
به یاد بیاور مرا وقتی که دیگر نمی توانی
برنامه ی روزهای آینده را برایم بگویی،
تنها مرا به یاد بیاور
دیگر برای هر حرف یا نیایشی دیر است
واگر زمانی مرا از یاد بردی
و سپس باز به یاد آوردی
اندوهگین نباش!
چون اگر این تاریکی و تباهی مرا رها کند
نشانی از افکار گذشته من می یابی
این که بهتر است مرا فراموش کنی و لبخند بزنی
تا این که به یاد من باشی ،اما ساکت و اندوهگین!

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها
ادامه مطلب
[ پنجشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 12:34 ] [ دیوید ویا ]
[ ]

تنهایی

من به تنهایی باغ

بعد یک خواب زمستانی می اندیشم!

و به گل های فروخفته به دامان سکوت

من به یک کوچه ی گیج

گیج از عطر اقاقی ها می اندیشم

و بر یک زمزمه ی عابر مست

که ز تنهایی خود نا شاد است

من به دلتنگی شبهای ملول

و تهی مانده خود از شادی

ذهنم از خاطرها سرشار

و فرو آمدن معجزه در هستی من

مثل خوشبختی من...دورترین حادثه است...

من به خوشبختی ماهی ها می اندیشم

که در آن وسعت آبی با هم .....باز هم همراهند!

من به یک خانه می اندیشم...یک خانه ی دور

که در آن فانوسی می سوزد!

و در آن جای تو مانده است تهی...

و به گل های فراموشی آن گلدان می اندیشم!

که ز بی آبی پژمرده شدند

من به تنهایی خویش و به تنهایی باغ...

و به یک معجزه می اندیشم....

 

 

حتما به ادامه مطلب برین


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها
ادامه مطلب
[ چهارشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 10:17 ] [ دیوید ویا ]
[ ]

داستان عاشقانه غمگین ...:(

داستان عاشقانه غمگین

در ادامه مطلب

نظر یادتون نره

 


برچسب‌ها: داستان کوتاه عشق, داستان کوتاه, عشق
ادامه مطلب
[ سه شنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 11:52 ] [ دیوید ویا ]
[ ]

لمس کن ......

لمس کن کلماتي را که برايت مي نويسم

تا بخواني و بفهمي چقدر جايت خاليست ...

تا بداني نبودنت آزارم مي دهد ...

لمس کن نوشته هايي را که لمس ناشدنيست و عريان ...

که از قلبم بر قلم و کاغذ مي چکد

لمس کن گونه هايم را که خيس اشک است و پُر شيار ...

لمس کن لحظه هايم را ...

تويي که مي داني من چگونه عاشقت هستم

لمس کن اين با تو نبودن ها را لمس کن ...

هميشه عاشقت ميمانم

دوستت دارم اي بهترين بهانه ام

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها
ادامه مطلب
[ سه شنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 11:12 ] [ دیوید ویا ]
[ ]

پنهان و پیدا عشق

هر روز می پرسی که : آیا دوستم داری ؟
من ، جای پاسخ بر نگاهت
خیره می مانم
تو در نگاه من
چه می خوانی
... نمی دانم
اما به جای من
تو پاسخ می دهی : آری !
ما هر دو می دانیم
چشم و زبان
پنهان و پیدا ، رازگویانند
وآنها که دل به یکدیگر دارند
حرف ضمیر دوست را ناگفته می دانند
ننوشته می خوانند
من « دوست دارم» را
پیوسته ، در چشم تو می خوانم
نا گفته ، می دانم
من آنچه را احساس باید کرد
یا از نگاه دوست باید خواند
هرگز نمی پرسم
هرگز نمی پرسم که : آیا دوستم داری
قلب من و چشم تو می گوید به من : آری

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها
ادامه مطلب
[ یکشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 13:19 ] [ دیوید ویا ]
[ ]