مطالب عشقی و عاشقانه

مطالب عاشقانه همراه با عکس

آنقــدر دوســتت دارم
که میدانم
روزی خــدا خواهد آمد
تا از تــو سوال کند،
چه کرده ای که اینگونه
تــو را می پرستد!

 

http://zendegieziba.ir/wp-content/uploads/2013/06/zendegieziba-11.jpg


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۴ساعت 11:56 توسط دیوید ویا|
در خواب چراغ تا سحر دستم بود
در خواب کلید هر چه در ، دستم بود

زیباتر از این خواب ندیدم خوابی
بیدار شدم دست تو در دستم بود

 

|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 10:47 توسط دیوید ویا|
همیشه فکر میکردم اینکه بی دریغ به کسی محبت کنی
هواشو داشته باشی
به یادش باشی
باهاش صادق باشی
بهش آرامش بدی
دوستش داشته باشی
میتونی اون آدم رو برای همیشه تو زندگیت داشته باشی
چیزی نگذشت که
فهمیدم زهی خیال باطل
اگر قرار باشه کسی برای همیشه بمونه
باید تشنه نگهش داشت
تشنه محبت و دوست داشتن
و اگه سیر بشه میره
تازه فهمیدم چقدر آدما بی لیاقت هستن
کسی که باید ازش دریغ بشه تا همیشگی بشه
موندنش هیچ ارزشی نداره!!

 

 

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
نوشته شده در شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۴ساعت 11:28 توسط دیوید ویا|
گاهی دلــت نــمیخواهــد
دیــروز را به یاد بــیاوری
انگــیزه ای بــرای فــردا هـم نــداری . . .!!!
و حال هــم که
گاهی فــقــط دلــت میخواهــد
زانوهایــت را تــنگ در آغوش بــگیری
وگوشــه ای از گوشــه تــرین گوشه ای که می شــناسی
بـنـشینی و فـقـط نــگاه کـنی . . .!!!
گاهی دلگــیری
شایــد از خودت ....!!!

 

 

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
نوشته شده در جمعه هفتم فروردین ۱۳۹۴ساعت 23:56 توسط دیوید ویا|
فرقی نمی کند
عاشق باشی یا نباشی
روزی در اوج بودی
عاشقانه هایت دنیا را بر میداشت
در هیاهوی شلوغی خیابان ها
معشوقت محکم تر از خدا هوایت را داشت
راستش دیدنش هرچند کوتاه امیدی بر نا امیدی هایت بود
زندگی مانند ضربان قلب است
پایین و بالا
همان گونه که بر اوج بودی و عرش
روزی خواهی بود در فرش
مهم اینست اشتباه کردی
نباید بیش از حد دل میدادی
انسان است دیگر
ظرفیت دارد
بیش از اندازه محبت کنی خودش را گم می کند
تو می مانی و تنهایی و احساس برد برای او
راستش تنهاییت را کم ارزش ندان
زیرا این تنهایی حاصل تجریه است
و تجربه حاصل این است دیگر دل ندهی
و آن اشتباه را تکرار ...

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
نوشته شده در چهارشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۴ساعت 11:1 توسط دیوید ویا|

Use to be so easy
Fall in love again
But I found that the heartache
It's a roll that leeds to pain
I found that love is more than just a game
Play and to win
but you loose just the same

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
نوشته شده در دوشنبه سوم فروردین ۱۳۹۴ساعت 13:29 توسط دیوید ویا|

زن وشوهری به باغ وحش رفتند، میمون نری را مشاهده کردند که با جفتش عشقبازی می کرد
زن به شوهرش گفت : چه رابطه دوستانه وعاشقانه ای

سپس به قفس شیرها رفتند شیر نر را دیدند که آرام و با فاصله اندک از جفتش نشسته بود
زن به شوهرش گفت : چه رابطه دوستانه ی اندوهباری است

شوهرش گفت : این بطری را به سمت جفت شیر نر بینداز
و ببین شیر نر چه عکس العملی نشان می دهد .

وقتی که زن شیشه را به طرف شیر ماده انداخت، شیرنر فوری بلند شد و بخاطر دفاع از جفتش با سر و صدای زیاد خود را سپر او کرد
اما هنگامی که شیشه ای را به سمت میمون ماده انداخت میمون نر از جفتش فاصله گرفت و به کناری دوید تا شیشه به او نخورد
شوهر به همسرش گفت : عزیزم نباید احساسات دروغین و ظاهری کسی تو را بفریبد
برخی انسانها هستند که با احساسات دروغین انسانها را می فریبند
نباید فریب ظاهرنمایی آنان را خورد , برخی انسانها هم ازباطن و عمق وجودشان افراد را دوست دارند . چه بسا هنرظاهر سازی را ندارند
اما میمون صفتان در این دور و زمانه چه زیادند وشیرصفتان چه اندک...


برچسب‌ها: داستان کوتاه عشق, داستان کوتاه, عشق
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۳ساعت 13:15 توسط دیوید ویا|

من از تمام آسمـــان یک بــــاران را میخواهم

 و از تمــــام زمین یک  خیابان را …

و از تمام تو یک دست ڪه قفــــل شده در دست مـن...

 

امین،عاشقانه


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
نوشته شده در شنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۳ساعت 10:16 توسط دیوید ویا|
و برايم بهترين هستي ،
دنيا را نميخواهم ،
تو زندگي من هستي
اينگونه مرا نگاه نکن ،
فکر کرده اي که از نگاهت خسته ميشوم ،
نه عزيزم بيشتر از اينکه هستم عاشقت ميشوم
پس آنقدر نگاهم کن ،
تا ديوانه شوم !

 

http://mj9.persianfun.info/img/92/9/Namayesh-Ehsas18/11.jpg


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
نوشته شده در جمعه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۳ساعت 11:27 توسط دیوید ویا|
مهربونیاتو خیلی دوست دارم
ارامشتو خیلی دوست دارم
خندهای نازتو خیلی دوست دارم
هروقتی ناز میکنی شونهاتو میندازی بالا انگشتاتو  گره میکنی تو هم خیلی دوست دارم
اصلا ی جور خاص همه کاراتو دوست دارم ...
تو هم عصبانیتامو دوست داری اونوقتا ک از دستت عصبانی میشم
دعوات میکنم........بقیشو نگم ابروم بره
فقط مهمی میخوام حفظت کنم...

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
نوشته شده در جمعه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۳ساعت 0:38 توسط دیوید ویا|
میشه نگام کنی,راحت شه زندگیم
چشم بر ندار ازم می پاشه زندگیم
هر کس به جز تو رو انکار می کنم
من عاشق توام اقرار می کنم
اقرار می کنم به یاد تو هنوز
هم سخته خواب شب هم خنده های روز
از تو حواسم و هی پرت می کنم
با قلب بی کسم هی شرط می کنم

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
نوشته شده در جمعه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۳ساعت 0:36 توسط دیوید ویا|
به ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻟﺐ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﺪﺕ ﻫﺎﺳﺖ واقعی ﻧﻤﯽ خندن..
به سلامتی اونایی که طبیب دلهای دردمندن ولی خودشون دنیای دردن,
به ﺳﻼﻣﺘﯽ خیاطی که نمیدونه دلِ تنگشو کجا ببره
به سلامتی چشمی که چشم ما رو روی همه چشما بست.
به سلامتی اون پیرمردی که وقتی‌ ازش پرسیدن عشق چیست گفت همونی که منو پیر کرد.
به سلامتی تویی که کم بودی ، کم موندی اما عمیق بودی.
به سلامتی کسی که دیگه بهش زنگ نمیزنیم اما اگه بفهمیم خطش خاموشه دق می کنیم.
به سلامتی دختر معلولی که گفت :
خوشحالم که هر کسی منو میبینه فقط و فقط یه جمله میگه : خدا رو شکر.
به سلامتی اون حس هایی که نمیشه به اشتراک گذاشت مگر با خدا.
به سلامتی کسی که دلتو شکسته
اما خبر نداره اون چیزی که شکسته
تصویر زیبایی بوده که از خودش ساخته بودی.
به ﺳﻼﻣﺘﯽ اوناییکه ﮐﻪ ﻫﺮﮐﯽ اونارو ﺩﯾﺪ ﮔﻔﺖ “ﭼﻘﺪﺭ ﺩﻭﺭﺵ ﺷﻠﻮﻏﻪ”
ﻭﻟﯽ ﻓﻘﻂ ﺧﻮﺩشون میدونن ﮐﻪ ﭼﻘﺪﺭ ﺗﻨﻬﺎن.
به سلامتی اونایی که ما رو فقط واسه خودمون میخوان
نه واسه اونچه که خودشون از ما میخوان.
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺟﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯿﺶ ﮐﻢ ﺁﻭﺭﺩ ﺟﺰ ﺭﻓﺎﻗﺖ.
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺟﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯿﺶ ﮐﻢ ﺁﻭﺭﺩ ﺟﺰ ﺭﻓﺎﻗﺖ.

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
نوشته شده در شنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 10:42 توسط دیوید ویا|
من بلد نیستم دوستت نداشته باشم
بلد نیستم حرف دلم را نگویم
حتی بلد نیستم نگویم می خواهمت وقتی می خواهمت
بلد نیستم نخندم وقتی باتوم
حتی اخم کنم وقتی ناراحتم
من هیچ کارمهمی رابلد نیستم جزدوست داشتن تو

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
نوشته شده در جمعه پانزدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 14:44 توسط دیوید ویا|

امروز عجیب هوای دلم گرفته است
انتظار معجزه می کشم
از عبور حادثه ها
معجزه ای شبیه تو...

 

9.jpg


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
نوشته شده در جمعه پانزدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 13:7 توسط دیوید ویا|

موهـایـــم ..
که یـک دسـت ..
هـمرنـگ ِ دنـدانـهـایـم شـد !
بــاز هـم ..
بـا عـشق ..
می نویـسم :
دوستـت دارم …


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 15:40 توسط دیوید ویا|
فروغی چه زیبا میگفت :
اگر یاد کسی هستیم این هنـر اوست ، نه هنـر ما ...!
چقـدر زیبـاست کسـی را دوسـ♥ــت بـداریـم
نـه برای نیــاز ...
نـه از روی اجبــار ...
و نـه از روی تنهایـی ...
فقـط بـرای اینـکه ارزشـش را دارد ♥

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 12:53 توسط دیوید ویا|

گر چه از فاصله ماه به من دورتری
ولی انگار همین جا وهمین دورو بری
ماه می تابدوانگارتویی می خندی
باد می آیدوانگار تویی میگذری
شب و روزتو نگفتی که چسان میگذرد
می شود روز و شب اینجا که به کندی سپری
باز بگذار در و پنجره ها را امشب
باد می آید و می آورد ازمن خبری

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
نوشته شده در دوشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 19:36 توسط دیوید ویا|

دوستت دارم
باتمام احساس ام
دوستت دارم
به اندازه دلتنگی های عاشقانه ام
دوستت دارم
عمیق تراز بی قراری هایم
دوستت دارم
دوستت دارم

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
نوشته شده در دوشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 19:34 توسط دیوید ویا|
از ازدحام خاطرات در خانه تنها نیستم
همچون کبوتر در قفس با دانه تنها نیستم
اینجا من و يک صندلی در زیر باران در حیاط
با فکر موی خیس تو با شانه تنها نیستم
تقویم در آغوش ميز آهسته خوابش مي برد
... ...با دنگ دنگ ساعت پرچانه تنها نیستم
او در کنار پنجره هم صحبت گلدان شده
من با گلیم کهنه ی همخانه تنها نیستم
آمدم کنارم لحظه ایی انگار يک بيگانه بود
من با نگاه آخر بيگانه تنها نیستم

05741491150697238237.jpg

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
نوشته شده در شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 10:39 توسط دیوید ویا|
❤دوســت داشــتن " يعنــي : ده تــا بهــتر از اون بــياد ســراغــت
امــا تــه ِ دلــت بگــي :
اون ... اون ... فــقــط اون❤

❤ خــــود آزاري يعنــــي ،
ميــــري اونجاهايــــي کـــه باهاش خاطــــره داشتــــي و ،
بــــه يــــادش مــــي ميري ...❤

❤چه دلمون بخواد ، چه دلمون نخواد ،
خدا یک وقتایی دلش نمی‌خواد
ما چیزی که دلمون می‌خواد رو داشته باشیم . . .❤

❤معلوم نیست این درس عبرت چند واحده لامصب!
تموم نمیشه…❤

8j435na0e8ihaay6l02.jpg


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
نوشته شده در پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 16:14 توسط دیوید ویا|
عشق من
ﺍﺯ ﻣﻦ ﻧﭙﺮﺱ ﭼﻘﺪﺭ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ
  ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺩﺭ ﻗﻠﺐ ﻣﻦ ﺣﺪ ﻭ ﻣﺮﺯیﺑﺮﺍی ﺣﻀﻮﺭ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ
ﺧﻮﺍﺳﺘﻨﺖ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪﻧی ﻧﯿﺴﺖ
ﺧﻮﺍﺳﺘنی ﺗﺮ ﻣﯿﺸﻮی ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ
  “ ﺗﻮ ” ﺗﮑﺮﺍﺭ نمی ﺷﻮی .
ﺍﯾﻦ ﻣﻨﻢ ﮐﻪ ﺩﻟﺒﺴﺘﻪ ﺗﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﻡ
ﺍﮔﺮ ﻋﺸﻖ ، ﻋﺸﻖ ﺑﺎﺷد ﺯﻣﺎﻥ ﺣﺮﻑ ﺍﺣﻤﻘﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺍﺳﺖ
  نفس هایم  ﺷﺎﯾﺪ ﺩﻟﯿﻞِ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﻢ ﺑﺎﺷﺪ
ﻭﻟﯽ بی  ﺷﮏ ﺗﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﻟﯿﻞِ ﻫﻤﯿﻦ ﻧﻔس هایی
ﻣــی ﺩﻭﻧـی ﺍﺯ ﺗﻤــﻮﻡ ﺩﻧـﯿﺎ  فقط ﯾـﮏ ﻧﻔﺮ ﻫﺴـﺖ ﻧـﻤی ﺧــﻮﺍﻫﻢ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺑﻤــﯿﺮﺩ
میﺧﻮﺍﻫــﻢ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺯﻧﺪﮔـی ﮐﻨﺪ
ﺑﺎﺧتی ﺩﺭ ﮐﺎﺭ ﻧﯿﺴﺖ
ﻣﻦ ﺑﺮﺍی ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﻋﺸﻘﻢ ﺑﺎ ﺟﺎﻧﻢ ﺭﯾﺴﮏ ﻣﯿﮑﻨﻢ
“ﺧﯿﺎلی ﻧﯿﺴﺖ ” ﯾﺎ می ﺑﺮﯾﻢ ﯾﺎ ﻣﯿﻤﯿﺮﯾﻢ
ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺭﺍﺣﺖ  ﺍﯾﻦ ﺁﺩﻣﻬﺎ ، ﺍﯾﻦ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻫﺎ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻭ ﻫﯿﭻ ﮐﺪﺍﻡ
ﻭﻓﺎﺩﺍﺭیﺍﻡ ﺑﻪ  ﺗﻮ ﺭﺍ ﺳﺴﺖ ﻧﻤیﮐﻨﺪ

♫ دوستت دارم یواشکی
♫ تقدیم به مقدس ترین عشق دنیا

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
نوشته شده در پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 11:40 توسط دیوید ویا|

وقتی که بالهجه ی تو
درو وا کردم رو بارون
ابری که رو شونه اش بود
جاشو داد به ماه تابون
اون شب سرد زمستون
من و ابر و ماه تابون
تا سپیده از تو خوندیم
که نلرزه بید مجنون
واژه از تو شده شاعر
شاعر از تو - که زیباست
این چه رازیه که در تست
این چه شور و این چه غوغاست
تا هوات می پیچه در تن
تن میشه غرق شکفتن
دیگه ترسیدن واسه چی
وقتی من توام تویی من
تو به ابرا چی نوشتی
گریشون رنگین کمون شد
به شقایق چی سپردی
دل آینه باز جوون شد
خوش به حال گذری که
رهگذار اون تو باشی
شونه های سفری که
کوله بار اون توباشی
تویی که با یک اشاره
سنگو میکنی ستاره
من فدای اون ستاره
که شباهت به تو داره
واژه از تو شده شاعر
شاعر از تو - که زیباست
این چه رازیه که در تست

این چه شور و این چه غوغاست

گروه اینترنتی ایران سان

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
نوشته شده در چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ساعت 12:19 توسط دیوید ویا|

دلتنگـی، پیچیــده نیســت.
یک دل..
یک آسمان..
یــک بغــض ..
و آرزوهــای تـَـرک خـورده !

به همین ســادگـی ...

 

گروه اینترنتی ایران سان


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
نوشته شده در چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ساعت 12:13 توسط دیوید ویا|
قطره دلش دریا می خواست.خیلی وقت بودکه به خداگفته بود.
هر بار خدا می گفت :از قطره تادریا راهی ست طولانی.راهی از رنج وعشق وصبوری.هرقطره را لیاقت دریا نیست.
قطره عبور کرد وگذشت .قطره پشت سرگذاشت.
قطره ایستاد ومنجمد شد .قطره روان شدو راه افتاد.قطره از دست دادو و به آسمان رفت.و هر بار چیزی از رنج و عشق وصبوری آموخت.
تا که روزی خدا گفت:امروز روز توست .روز دریا شدن .خدا قطره را به دریا رساند .قطره طعم دریا راچشید.طعم دریا شدن را.اما...
روزی قطره به خدا گفت:از دریا بزرگتر هم هست؟   
خداگفت:آری از دریا بزرگتر هم هست.
قطره گفت:پس من همان را می خواهم.بزرگترینرا.بی نهایت را.خداقطره را برداشت  ودر قلب آدم گذاشت و گفت:اینجا بی نهایت است.
آدم عاشق بود.دنبال کلمه ای می گشت تا عشق را توی آن بریزد. اماهیچ کلمه ای توان سنگینی عشق را نداشت.آدم همه عشقش را توی یک قطره ریخت .قطره  از قلب عاشق عبور کرد.ووقتی که قطره از چشم عاشق چکید؛خدا گفت :حالا تو بی نهایتی ،چون که عکس من در اشک عاشق است

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
نوشته شده در سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۳ساعت 19:24 توسط دیوید ویا|

یادش بخیر زمانی که عشق بود و عاشقی!
مجنون جان میداد برای لیلی
یادش بخیر زمانی که وفا بود و صداقت
دلتنگی و انتظار نیز که جای خودش بود ، بماند...
یادش بخیر آن زمان که عاشق فکر و ذکرش پیش معشوقش بو
نگاهش به سوی کسی دیگر نبود و دلش مال کسی بود
یادش بخیر زمانی که عشق بوی خیانت نمیداد
دل عاشق جز معشوقش به هیچ دل دیگری راه نمیداد
یادش بخیر آن زمان معرفتی بود ، بودن عاشق در گرو بودن معشوقش بود
یادش بخیر زمانی بود عاشق شدن یک بار بود
عشق ورزیدن و محبت کردن همیشگی بود
گذشت لحظه ای که قصه ی عشق ، حقیقت زندگی بود
حرفهای عاشق به معشوقش باور کردنی بود
یادش بخیر زمانی که کلام مقدس عشق در قلب عاشقان حک شده بود

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
نوشته شده در یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۳ساعت 21:45 توسط دیوید ویا|

مال منی، نفسهای منی، عشق منی تو
زندگی با تو آرام آرام است، آرامش لحظه های منی تو
چقدر این دنیا زیباست ، زیبایی دنیای منی تو
میدرخشد خورشید در قلب آسمان آبی ، نورانی ترین صحنه ی زندگی منی تو
عشق کلامیست جاودانه ، معنای واقعی عشقی تو
این راه بی پایان است ، اول راه من و توییم و آخر راه از عشق هم مردن
میشنوم صدای عشق را از لا به لای نوازش های پر مهر تو
میشنوی صدای محبتم را از سوی بوسه های پر از عشق من
چشمهایم اسیر شده به چشمهایت
قلبم گرفتار شده در گرمای آغوش مهربانت
دلبستن من یک سو، دوست داشتن تو سویی دیگر
عاشق شدنت یک سو ، مجنون شدنم سویی دیگر
من و تو با هم ، دنیایی دیگر ، رویاهای ما ،
عاشقانه ترین رویاییست در دنیای ما که هیچگاه نمیمیرد
به حال و هوای تو آمدم در دنیای عاشقی، در همان هوا ،
حس کردم در حال خودم نیستم ، در برابر تو مات و مبهوت ایستاده ام.
انگار مست مست بودم ، مست شراب چشمهای تو ،
این آخرین لحظه ای نبود که از حال رفتم در حال و هوای دیدن چهره ی ماه تو
باز هم از حال رفتم ، من که اسیر تو بوده ام از آغاز ،
باز هم در همان گرفتاری و اسارت ، اسیرت شدم ،
دیوانه تر از آن مجنون قصه ها شدم ....
مال منی ، نفسهای منی ، زندگی منی تو
قلب بی ارزشم را با احترام فدا میکنم در راه عشق تو

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
نوشته شده در یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۳ساعت 21:41 توسط دیوید ویا|
دلتنگی های من
بی قراری های دل من
تویی تمام هستی من
بسته است وجودت به زندگی من
حال و هوای عجیب من ،
من یک عاشقم ، این است جرم سنگین من!
قصه ی زندگی ام ، گذشته های پر از غمم ،
بی خیال آنها ، از امروز است روز نفس کشیدنم!
نفس کشیدنم با تو ، همیشه گفته ام که وجودم برای تو
لبخند روی لبانم به شرط بودن تو ،
دیوانه میکند مرا آن چشمهای زیبای تو...
اشکهای من
تو دور از منی و من در بستر غم
حرفی بزن به من
اسم مرا صدا کن عشق من
صدا کن اسمم را ، که این رازیست برای آرامش دل من
میترسم از فردایی که نیستی در کنار من
دست خودم نیست ، این کابوسی است که می آید به خواب هر شب من
بگذریم ، میرویم به سراغ درد دلهای هم
گفته بودی که مرا دوست داری عزیز من
گفته بودی که تنها مرا میخواهی عشق من
گفته بودم تو باش تا من نیز بمانم ،
 نمیخواهم همچنان از غصه گذشته ی تلخم بنالم
نمیخواهم از ترس عاشق شدن تنها بمانم،
یا اینکه هنوز به انتظار به حقیقت پیوستن قصه عشق بمانم
من که چشمهایم را بسته ام ،  تنها تو را میبینم
اینبار هم حرف دلم را گوش میکنم و
عاشقانه با تو در کنار ساحل عشق مینشینم!
دلتنگی های من ،
بی قراری های دل من ،
تویی تمام وجود من ،
خودت را رها کن در آغوش من...


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
نوشته شده در شنبه دوم اسفند ۱۳۹۳ساعت 17:47 توسط دیوید ویا|
باران من ، روزی باریدی بر تن خسته من ، قلب من شد عاشق تو!
همیشه چشم به راهت مینشینم ، این شده کار هر روز من که حتی قبل از آمدنت  
در زیر باران بی قراری خیس میشوم
هوای چشمهایم ، هوای آمدنت است ، از عشق تو دیوانه شدن ،  
یک حادثه بی تکرار است
تو همان بارانی، زیرا مثل باران پاک و زلالی ، مثل لحظه آمدنش پر از شور و التهابی
قلبم.... قلبم .... قلبم... تند تند، تند تند ، میتپد به عشق آمدنت
چشمهایم چشمهایم از شوق آمدنت ... تنها خیره شده است به آن سو!
آن سوی سرزمین ها ، نمیدانم کجاست ، دور نیست ، لحظه آمدنت نزدیک است
ذهن من به لحظه در آغوش کشیدنت درگیر است ،
تنهایی دیگر به سراغ من نیا که خیلی دیر است،
ببین حال مرا ای تنهایی ، نگو به من که بی وفایی ، به خدا تا او را دیدم دلم لرزید!
لرزید دلم ، خیس شد تنم، باز کردم چشمهایم را ، دیدم خواب تو را!
دیدم همان رویا را در خواب ، گرفتم دستهایت را ، با تمام وجود حس کردم عشقت را!
قطره قطره قطره میریخت بر روی زمین .... قطره قطره قطره میریخت بر روی گونه هایم
این قطره های باران بود یا اشکهایم
خدایا چرا اینقدر گرم است دستهایم
خدیا چرا میلرزد پاهایم
خدایا چرا نمیشوند حرفهایم....
آه ، عاشقیست ، نمیتوانم باور کنم که وجودم نیز دیگر مال خودم نیست ،
با وجودی دیگر درگیر است ، قلبم دیگر مال خودم نیست جای دیگری اسیر است
این باران است که می بارد بر روی من ، این من هستم که در زیر قطره هایش در آغوشی گرم ایستاده ام ،
دیگر صدایم نمی لرزد برای یک فریاد ! برای اینکه دنیا بشنود ،
برای اینکه قلبها بلرزد، برای اینکه بگویم عاشقم ،
هم عاشق تو ، هم عاشق بارانی که مرا عاشق تو کرد...


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
نوشته شده در شنبه دوم اسفند ۱۳۹۳ساعت 17:46 توسط دیوید ویا|
مي گفت عا شقم ، دوستش دارم
و بدون او هيچم و براي او زنده هستم...
او رفت و تنها ماند ....
زندگي کرد و معشوق را فراموش کرد...
از او پرسيدم:
از عشق چه مي داني ؟ برايم از عشق بگو....
گفت:عشق اتفاق است بايد بشيني تا بيفتد!!!
گفت:عشق آسو دگيست ,خيال است...خيالي خوش...
گفت:ماندن است ....فرو رفتن در خود است....
گفت:خواستن و گرفتن و براي خود کردن است....
گفت: عشق ساده ست ، همين جاست دم دست
و دنيا پر شده از عشقهاي زود....
گفت: عشق دروغي بيش نيست....
گفتم: تو عاشق نبودي و نيستي........
گفتم:عشق يک ماجراست ،
ماجرايي که بايد آن را بسازي....
گفتم:عشق درد است ...
گفتم:عشق رفتن است عبور است ، نبودن است...
گفتم: عشق تضاد است....
گفتم:عشق جستجوست ، نرسيدن است......
نداشتن و بخشيدن است....
گفتم:عشق آغاز است , دير است و سخت است....
گفتم:عشق زندگيست ولي از يه نوع ديگه.....
به فکر فرو رفت و گفت عاشق نبوده ام ...
گفتم عشق راز است ....
راز بين من و توست و بر ملا نمي شود ....
هيچ وقت پايان نمي يابد . مگر به مرگ.....
آهي سردي کشيد....
ديگه هيچي نگفت....
سرشو انداخت پائين و آروم از پيشم رفت.....

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
نوشته شده در جمعه یکم اسفند ۱۳۹۳ساعت 11:17 توسط دیوید ویا|
بوي کافور ميده دستم ، چقد از ترانه دورم !
ميزنه نبضِ نفسهام ، اما من زنده بگورم !
وقتِ غيبتِ نگاهت ، زندگي آينه ي مرگه !
گُلِ نيلوفرِ رؤيا ، زيرِ رگبارِ تگرگه !
با تو درياي غرورم ، اما بي تو دريا تشنه س !
بي تو سينه ي سکوتم ، تشنه ي تيغه ي دشنه س !

هم طلوعُ هر غروبي !
بَدي اما خيلي خوبي !
واسه اين زانو شکسته ،
يه طلسمِ نقره کوبي !

وقتي ميرسم به آخر ، توي دالونِ يه بُنبست ،
دَمِ آخرِ سقوطم ، اوجِ غيبتِ يه همدست ،
تو مثه يه نردبومي ، که مياد از دلِ خورشيد !
باز ميشه صدتا گذرگاه ، توي آينه ي چشات ديد !
بيا ! خاتونِ قديمي ! يه ترانه مهمونم کن !
يه حصيرِ کهنه ام من ، قاليِ سليمونم کن !

هم طلوعُ هر غروبي !
بَدي اما خيلي خوبي !
واسه اين زانو شکسته ،
يه طلسمِ نقره کوبي !
يغما گلرويـي

 

5jlilk55qoa1v2j7uo8h.jpg


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
:ادامه مطلب:
نوشته شده در پنجشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۳ساعت 14:20 توسط دیوید ویا|

 

این روز ها روح و روانم به شدت افسرده است !
غم دوریت از یک سو ،
غم نداشتنت از سوی دیگر. . .
اما دلیل آشفتگیم فرای این ماجرا هاست !
ترس از دل دادگیت به دیگری مرا پریشان کرده !


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
:ادامه مطلب:
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۳ساعت 19:29 توسط دیوید ویا|
امشب بغض تنهایی من دوباره می شکند ...

چشمانم بس که باریده دیگر حتی تحمل نور مهتاب را ندارد ...

آخ که چقدر تنهایم ...

دل بیچاره ام بس که سنگ صبورم بوده خرد شده

و انگشتانم بس که برایت نوشته خسته شده است ...

رو به روی آینه نشسته ام آیا این منم ؟

شکسته .... پیر تنها....

تو با من چه کردی ؟

شاید این آخری زمزمه های دلتنگی ام باشد

و دیگر هیچ نخواهم گفت ....

اما منتظرم انتظار دیدن دوباره ی تو برای من زندگی

دوباره ای است ...

پس برگرد ... عاشقانه برگرد

برای همیشه برگرد...

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۳ساعت 14:59 توسط دیوید ویا|

به چشمهایت بگو ...

انقدر برایم رجز نخوانند...

من اهل جنگ نیستم...

شاعرم...

خیلی بخواهم گردو خاک کنم

شعری مینویسم

انوقت

اگر توانستی

مرا در اغوش نگیر...!

 

http://axgig.com/images/91608161035755724518.jpg


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۳ساعت 21:46 توسط دیوید ویا|
♥♥♥ يكی را دوست دارم
ولی افسوس او هرگز نميداند
نگاهش ميكنم شايد
بخواند از نگاه من
كه او را دوست مي دارم
ولی افسوس او هرگز نميداند ♥♥♥

♥♥♥ به برگ گل نوشتم من
تو را دوست می دارم
ولی افسوس او گل را
به زلف كودكی آويخت تا او را بخنداند♥♥♥

 

♥♥♥ به مهتاب گفتم ای مهتاب
سر راهت به كوی او
سلام من رسان و گو
تو را من دوست می دارم
ولی افسوس چون مهتاب به روی بسترش لغزيد
يكی ابر سيه آمد كه روی ماه تابان را بپوشانيد ♥♥♥

 

♥♥♥ صبا را ديدم و گفتم صبا دستم به دامانت
بگو از من به دلدارم تو را من دوست مي دارم
ولی افسوس و صد افسوس
ز ابر تيره برقی جست
كه قاصد را ميان ره بسوزانيد
كنون وامانده از هر جا
دگر با خود كنم نجوا
يكی را دوست مي دارم
ولی افسوس او هرگز نميداند ♥♥♥

 

http://axgig.com/images/07789007229644978774.jpg


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۳ساعت 21:39 توسط دیوید ویا|

تنها چیزی که خرجی ندارد

جاری شدن درذهن دیگران است

پس چه بهتراست آنگونه جاری شویم

که خنده بر لبانشان, نقش ببندد

نه نفرت در دلشان...

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۳ساعت 20:4 توسط دیوید ویا|
شاعر می فرماید :
 
درگیر Comment تو ام
منو دوباره Like کن
Yahoo اگه تنهات گذشت...
Facebook و انتخاب کن
 
دلت از Poke های من
انگار باخبر نبود
حتی توی Friend های من
Friend هات بی اثر نبود
خواستم بهت مسج ندم ...
تا با چشام خواهش کنم
پیجامو بستم روت تا
احساس آرامش کنم ...
 
http://www.uplooder.net/img/image/60/7a32b7350ae32d5f354c5a2cac253e99/1405076329548580_orig.jpg

برچسب‌ها: متن عاشقانه, عشق
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۳ساعت 9:34 توسط دیوید ویا|
روزی روزگاری در اعماق افکار خویش غرق در سکوت بودم همان روزهایی که چشمانم همدمی نداشتند تا با یادش آرام بگبرند. روزهایی که آغوشم گرمایی نداشت و دستانم را کسی به دست نمی گرفت و در اتاق تنهایی ام تنها بودم ...

تا اینکه روزی تو را از پشت شیشه اتاق تنهایی دیدم . پس از لحظه ای از نگاهت دل کندم و به امید آنکه به تو برسم شتابان به سویت روانه شدم اما لحظه ای بود که تو را دیدم و تو مرا عاشق خود کردی و اکنون لحظه ای است که تو رفتی و من مزه ی دلتنگی را می چشم دلتنگی در وجودم خانه کرده است ...

روزها گذشتند و رفتند همه مرا فراموش کردند و رفتند و من تنها ماندم تا اینکه روزی تو را یافتم  لحظه های بسیاری را پشت سر گذاشتم تا اینکه دوباره به تو برسم ...

به تو رسیدم و با تو از عشق گفتم و چه بد است که تو هیچ احساسی نسبت به من نداری . از وقتی که جوابم را ندادی در فکر این هستم که شاید مرا به اندازه ای که من تو را میشناسم نمیشناسی . پس از چند روز که شاید به من می اندیشیدی دوباره به سراغت امدم اما باز هم سکوت کردی ... من نمی دانم قضاوت چیست ؟ تکلیف من روشن نیست ... کسی را تا اوج دوست دارم و مرا دوست نمی دارد. می خواهم بدانم با یاد تو بمیرم یا که دستان تو را در دستانم بگیرم ؟

سکوت که جواب رضاست اما دل شیشه ای من از سکوت تو آهسته ترک خورد و آرام شکست. دل من چرا غصه می خوری ؟ تو که خود بهتر خبر داری ! تو که می دانی من تنها نیستم و تنها نخواهم بود ...

از همان روزی که به دنیا آمدم غم نیز پا به جهان گذاشت. همبازی دوران کودکی ام شد . فکر می کردم  که غم بازیچه ی دستانم می شود اما من بازیچه ی دستان غم هستم پس تا ابد با آن می مانم ...

   وای اگر فردا بیاد و مرا نخواهی

                   وای که فریاد میزنم از این جدایی

    وای دیگه مردم چقدر تو بی وفایی

                    مگه من با تو بد کردم خدایی ؟؟؟

 

هر چی میخوای بگی  بگو اما نگو دوست ندارم

هر کار می خوای بکن ولی بگو نمیری از کنارم

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق, داستان کوتاه عشق, داستان کوتاه
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۳ساعت 9:11 توسط دیوید ویا|
Heart1.gif

 

مال من باش ولنتاین

من این آرزوی ولنتاین را برای تو می فرستم، با آغوشها و بوسه ها

جائی را میسازم اینجا نزدیک خودم ، که فقط برای توست

 

بقیه در ادامه مطلب ...

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, عشق, اس ام اس
:ادامه مطلب:
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۳ساعت 11:18 توسط دیوید ویا|

دلم هواي يه نفرو کرده ...!
هواي صاحب خونه ي قلبموکرده ،
آهاي دنياي من،
آهاي نامرد من کجايي......!!

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۳ساعت 14:11 توسط دیوید ویا|
چند تا دوسم داري ؟

همیشه وقتی یکی ازم می پرسید چند تا دوسم داری یه عدد بزرگ میگفتم...

ولی وقتی تو ازم پرسیدی چند تا دوسم داری

گفتم : یکی !!! میدونی چرا ؟

چون قوی ترین و بزرگترین عددیه که میشناسم ...

دقت کردی که قشنگترین و عزیز ترین چیزای دنیا همیشه یکین؟

ماه یکیه ... خورشید یکیه ... زمین یکیه ... خدا یکیه ...

مادر یکیه ... پدر یکیه ... تو هم یکی هستی ...

وسعت عشق من به تو هم یکیه ...

پس اینو بدون از الان و تا همیشه یکی دوستت دارم .

 

wewww.jpg


برچسب‌ها: متن عاشقانه, درد دل ها, عشق
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۳ساعت 11:44 توسط دیوید ویا|


كد قالب جدید قالب های پیچك